سلام به دوستای عزیزم

امروز فیلم آقای چرچ رو دیدم و برام خیلی جالب بود که بعد مدت ها دیدن فیلم های به درد نخور چند روزی هست که دارم فیلم های جالب  میبینم و سعی میکنم اینجا یکم در موردشون صحبت کنم. پیشنهادم اینه حتما اول فیلم رو ببینید و بعدش این متن رو بخونید.

بخشی از فیلم که مادر به دخترش در مورد بیماریش صحبت نکرد خیلی برام جالب بود و من رو به این فکر فرو برد که آیا اینطور اتفاق و بیماری اگه درگیرش بشم برای اطرافیانم بیان میکنم یا نه؟ اصلا در فرهنگ ما نگفتن اینطور بیماری و نگه داشتن این موضوع به صورت یک راز جا افتاده هست یا نه؟؟؟ من که بعید میدونم. این معنیش چیه؟ استقلال شخصیتی کمتر؟؟؟

سکانس جالب بعدی اونجایی بود که توی حموم دختر داشت مادر بیمارش رو میشست. یار جدایی نادر از سیمین افتادم با اون سکانس خاصش…

دختر سرشار از خشم بود و خشم رو نمیتونست تحمل کنه… توی مشکلات  همه ما خشمگین میشیم که روش های مختلفی برای تخلیه خودمون از اون خشم ها داریم. به نظر من بهتره قبل از خشمگین شدن به روش هامون کمی در آرامش فکر کنیم. بخش بعدی باردار شدن بود که حس خوبی به من نداد چون با خودم گفتم چرا باید حالا تو این اوضاع اصلا این بچه رو نگه داشت!!!! اما دقیقا صحنه آخر فیلم Mr.Church تمام این حس بد رو جبران کرد( لطفا با دقت آخرین ثانیه های فیلم رو ببینید).

بخش بعدی که توی فیلم جالب بود تغییر اخلاق های دختر بعد از مهاجرت بود که برای خودمم اینجور اتفاقی افتاده و خیلی تجربه جالبی هست که به نظرم توی راه پختگی  هر کسی به اون نیازمنده و مهم ترین بخش فیلم شخصیت آقاق چرچ بود که چقدر درون گرا و چقدر مواظب و استایل زندگی جالبی داشت، هر چند که در کودکی ضربه خورده بود( با توجه به سکانس هایی که مست میرسید خونه و به پدرش حرف های نزده رو میزد)  اما واقعا چیزای جالبی رو برای جایگزینی اورده بود توی زندگیش که یکیش همین استایل جالب زندگیش بود.

اگه نظری دارین میتونین توی کامنت ها اضافه کنید. خوشحال میشم.

ممنون که همراهم بودین.

علی یزدانیان

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.